دستوری که در ماه اوت آمد
یکی از مشتریانی که چندین سال با او کار کرده ام در دوم مرداد امسال با من تماس گرفت. او می خواست دویست جعبه هدیه چوبی سفارشی را با تحویل قبل از هفته اول دسامبر سفارش دهد. تصور میکردم که او تماس میگیرد تا در مورد جدول زمانی عجله صحبت کند، همانطور که همیشه انجام میدهد. هر سال قبل، او در اواخر اکتبر با صدایی وحشت زده و تعداد بسیار کم ظاهر می شد و می پرسید که آیا می توانیم جعبه های سفارشی را در سه هفته تولید کنیم. ما همیشه می توانستیم. هزینه زشت بود و پایان همیشه کمی آسیب می دید، اما ما موفق شدیم.
این بار آرام بود. او گفت که هفته ها به جدول زمانی فکر می کرد و تصمیم گرفت قبل از پایان تابستان با هم تماس بگیرد. او میخواست نمونههای مواد را ببیند، درباره مکانیسم درب جدید بحث کند و شاید گونههای مختلف چوب را برای فضای داخلی کشف کند. گفت وقت داشت. نمی دانستم با آن چه کنم.
او تنها نیست. در دو تابستان گذشته، متوجه تغییری آرام اما غیرقابل انکار در زمانی که مردم شروع به تماس در مورد هدایای تعطیلات می کنند، شده ام. مکالمات اوت قبلاً کاملاً در مورد چیز دیگری بود،-پیگیری سفارشات بهار، یک درخواست نمونه برای پروژه ای که اصلاً فصلی نبود. حالا آنها در مورد کریسمس هستند. درباره هدایای مشتری روز شکرگزاری در مورد برنامههای شرکتی پایان سال-. بسته به اینکه با چه کسی صحبت می کنید، پنجره تدارکات برای آنچه که قبلاً درگیری ماه نوامبر بود، تقریباً یک ماه و نیم پیش رفته است، شاید بیشتر.
دلایلی برای این وجود دارد و مرموز نیستند. اختلالات زنجیره تامین چند سال پیش چیزی را به تیم های تدارکات آموخت که اکثر آنها قبلاً به آن مشکوک بودند اما هرگز به خود زحمت نداده بودند تا به آن عمل کنند. انتظار هزینه دارد. وقتی بسته بندی سفارشی را در آخرین لحظه سفارش می دهید، فقط هزینه تولید را پرداخت نمی کنید. شما برای کارخانه ای که با ظرفیت کامل کار می کند و فقط می تواند شما را در بین مشتریان بزرگتر جا دهد، پرداخت می کنید. شما در حال پرداخت هزینه حمل و نقل سریع هستید زیرا هیچ بافری در جدول زمانی وجود ندارد. شما برای هر ماده ای که اتفاقاً در دسترس باشد به جای موادی که واقعاً می خواستید، پول می پردازید. من دیده ام که همان جعبه سفارشی در ماه نوامبر تقریباً نصف قیمت آن در مقایسه با تابستان در تابستان است. این یک خطای گرد کردن نیست. این تفاوت بین برنامه هدیه در نظر گرفته شده و شرایط اضطراری است.
آنچه مردم سفارش می دهند نیز تغییر کرده است، و این دقیقاً به اندازه زمانی که آنها آن را سفارش می دهند اهمیت دارد. یک دهه پیش، جعبه هدیه شرکتی یک جعبه بود. شما چیزی داخل آن میگذارید، شاید مقداری دستمال کاغذی، شاید یک روبان، و آن را ارسال میکنید. امروز انتظارات کاملا متفاوت است. مشتریان درج های فوم سفارشی می خواهند که محصول را به خوبی در جای خود نگه دارد. آنها میخواهند نمای بیرونی چیزی شبیه چیزی باشد که در یک بوتیک پیدا میکنید، نه یک انبار. آنها یک بسته مغناطیسی می خواهند که هنگام باز شدن صدای خاصی تولید کند. اینها مواردی نیستند که شما با عجله از قطعات کاتالوگ جمع آوری کنید. آنها به تکرارهای طراحی، نمونه های مواد، آزمایش های تکمیلی و حداقل دو یا سه ماه رفت و آمد بین تیم طراحی و کف کارخانه نیاز دارند.
فشار فرهنگی نیز واقعی است. رسانه های اجتماعی انتظارات مردم از دریافت هدیه را تغییر دادند. لحظه ای که شخصی جعبه هدیه شرکتی را باز می کند، تصمیم می گیرد که از آن عکس بگیرد، آن را برچسب گذاری کند، به اشتراک بگذارد. ارائه زیبا این درمان را دریافت می کند. یک جعبه مقوایی عمومی اینطور نیست. شرکتها به این موضوع پی بردهاند، حداقل آنهایی که به دقت به نحوه نشاندادن برندشان در دستان دیگران فکر میکنند و میدانند که بستهبندی بخشی از پیام است. این درک آنها را به سمت کارهای سفارشی سوق می دهد و کار سفارشی زمان می برد.
من شروع کرده ام به هر مشتری جدید یک چیز را می گویم و وقتی آن را می گویم منظورم این است. اگر می خواهید هدایای تعطیلات شما به جای دیوانه وار در نظر گرفته شود، در تابستان صحبت کنید. نه در ماه سپتامبر، زمانی که بهترین ظرفیت کارخانه از قبل صحبت می شود. نه در ماه اکتبر، زمانی که شما از بین مواد باقیمانده انتخاب می کنید و امیدوار هستید که جدول زمانی باقی بماند. در ماههای آرام، زمانی که فضایی برای بررسی گزینهها وجود دارد و فشار به اندازه کافی برای تصمیمگیری خوب کم است.
مشتری که در ماه آگوست تماس گرفت، کسی که هر ماه نوامبر سفارش میداد-ما سه هفته روی نمونهها وقت گذاشتیم قبل از اینکه به طرحی بپردازد. ما دو گونه مختلف چوب را آزمایش کردیم، یک کاج سبکتر و یک پالونیا گرمتر، و او پالونیا را انتخاب کرد زیرا درست در دست بود. قبل از اینکه چیزی را پیدا کنیم که به آرامی بدون احساس شل شدن باز می شود، روی مکانیسم درب دو بار تکرار کردیم. هیچ یک از اینها در یک جدول زمانی سه هفته ای ممکن نبود. او یک جعبه می گرفت. جعبه ای که او می خواست نبود.
من نمی دانم که آیا تغییر به سمت سفارش زودهنگام شتاب می گیرد یا اینکه در یک سطح عادی جدید قرار می گیرد. چیزی که من می دانم این است که کارخانه هایی که با آنها کار می کنم هر سال زودتر ظرفیت زمستانی خود را رزرو می کنند و مشتریانی که از قبل برنامه ریزی می کنند به طور مداوم کار بهتری با قیمت های بهتر دریافت می کنند. افرادی که منتظرند همان هایی هستند که در ماه نوامبر با آن صدای نگران آشنا با من تماس می گیرند و می پرسند آیا سه هفته زمان کافی است یا خیر. معمولا اینطور است. فقط زمان کافی برای انجام کاری که هر یک از ما می خواهیم به آن افتخار کنیم کافی نیست.
آذر ماه برای بخشش است. هرگز قرار نبود یک ماه برای تقلا باشد. تفاوت بین این دو مورد معمولاً در ماه اوت تعیین می شود.
