برچسب روی درب
یکی از مشتریان من هدایای شرکتی را برای توزیع کنندگان در سراسر آسیای جنوب شرقی ارسال می کند. جعبههای زیبا، سفارشی-ساخته شده، با الگوی ابریشمی-روی درب و یک بسته مغناطیسی که با یک ضربه کوچک رضایتبخش بسته میشود. او آنها را به مدت دو سال بدون فکر کردن در مورد آنچه در حمل و نقل اتفاق می افتد حمل می کرد. سپس یک محموله به ویتنام در گمرک برای بازرسی تصادفی علامت گذاری شد و وقتی جعبه ها از طرف دیگر بیرون آمدند، روی هر کدام یک برچسب چسب زرد روشن درست روی درب آن چسبانده شده بود. نوعی که میگوید محتویات اعلام شده، کشور مبدا، وزن بر حسب کیلوگرم، همه با فونتی چاپ شده که برای خواندن توسط اسکنر طراحی شده است نه توسط انسان. او عکسهایی از قسمت دریافتی دریافت کرد و جعبهها به نظر میرسید که خراب شده باشند. تخریب نشده است. فقط علامت گذاری شده است.
من در ابتدا فکر می کردم این یک داستان خنده دار است. سپس متوجه شدم که هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم که برای یک جعبه سفارشی از لحظه خروج از کارخانه تا لحظه ای که روی میز یک نفر می نشیند چه اتفاقی می افتد. ما انرژی زیادی را صرف تجربه جعبه گشایی می کنیم. وزن درب، مقاومت لولا، نحوه قرار دادن درج محصول. ما در مورد اینکه آیا پارچه داخلی باید زغالی باشد یا گرافیت بحث می کنیم. و سپس جعبه به یک کانتینر حمل و نقل می رود و توسط افرادی که آن را به عنوان یک واحد حمل و نقل می بینند، نه یک شی طراحی شده، مورد رسیدگی قرار می گیرد. برچسب گمرکی تنها بارزترین علامت بی تفاوتی بسیار بزرگتر است.
مدتی است که به این شکاف فکر می کنم. نه شکاف فیزیکی، فاصله بین کف کارخانه و دست گیرنده، بلکه شکاف تجربی. فضای بین آنچه سازنده در نظر گرفته و آنچه که سیستم لجستیک ارائه می دهد. زیرا سیستم لجستیک به جعبه شما اهمیتی نمی دهد. به توان عملیاتی اهمیت می دهد. به این موضوع اهمیت می دهد که آیا مدارک با حمل و نقل فیزیکی مطابقت دارند یا خیر. درب ابریشم{6}}شما فقط یک سطح برای چسباندن یک برچسب است و هیچ کس در میز گمرک به دنبال جای دیگری نیست.
راه هایی برای کاهش این موضوع وجود دارد و بیشتر آنها زشت هستند. می توانید جعبه هدیه را در داخل یک کارتن بیرونی ساده بسته بندی کنید و به گیرنده دستور دهید که قبل از ارائه هدیه آن را دور بیندازد. این برای هدایای شرکتی که به یک آدرس ارسال میشوند کار میکند، جایی که میتوان به شخصی در سمت گیرنده اعتماد کرد تا بستهبندی را باز کند و{2}}دوباره ارائه کند. اما زمانی که خود جعبه هدیه است، زمانی که مشتری پنجاه جعبه را برای پنجاه نفر مختلف ارسال می کند و هیچ کنترلی بر آنچه در هر مقصد اتفاق می افتد ندارد، کار نمی کند. می توانید سعی کنید برچسب روی اسناد حمل و نقل را مشخص کنید، از گمرک درخواست کنید که برچسب را به جای بسته بندی محصول روی کارتن بیرونی بچسبانند. برخی از دفاتر این امکان را دارند. اکثر آنها این کار را نخواهند کرد، زیرا افسران در حال پردازش صدها محموله در روز هستند و قرار نیست زمان بیشتری را صرف تشخیص سطح محصول و مواد بسته بندی کنند.
روش دیگر این است که جعبه را طوری طراحی کنید که سطح برچسب شده بی ربط شود. مارک را به جای بالا در طرفین قرار دهید. از یک نایلون یا شکم بند استفاده کنید که بتوان آن را قبل از باز کردن جعبه جدا کرد. برخی از مشتریان شروع به حمل و نقل در داخل یک کانتینر ثانویه کردهاند که برای جدا شدن طراحی شده است، مانند یک آستین کوچک، که جعبه واقعی زیر آن را در شرایط بکر آشکار میکند. هزینه و وزن اضافه می کند، اما مشکل برچسب زرد روی درب را حل می کند.
من فکر می کنم در اینجا گفتگوی جالب تری وجود دارد که فراتر از مشکل تدارکات است. این در مورد این فرض است که همه ما می گوییم که گیرنده جعبه را همانطور که ما می بینیم می بیند. که آنها متوجه نازک کاری، جهت دانه بندی، کیفیت پرداخت خواهند شد. اکثر گیرندگان این کار را نخواهند کرد. آنها یک جعبه را خواهند دید. خوب خواهد بود. سنگین تر از آن چیزی خواهد بود که آنها انتظار داشتند. آنها آن را باز می کنند و محصول را در داخل آن پیدا می کنند و این پایان توجه آنها به ظرف است. جعبه یک ظرف است. محصول نقطه است. برچسب روی درب این مورد را تغییر نمی دهد.
اما برای افرادی که به آن اهمیت میدهند، افرادی که جعبه را سفارش دادهاند یا افرادی که میدانند چه چیزی در ساخت آن وجود دارد، برچسب یک آزار واقعی است. این یادآوری است که جهان با معیارهای شما مشترک نیست. اینکه سیستمی که جسم شما از طریق آن حرکت می کند برای محافظت از مقاصد شما طراحی نشده است. این که دقتی که به جزئیات میکنید در نقطهای از سفر با یک تکه نوار چسب و یک بارکد بازنویسی میشود.
من یک مشتری داشتم که به من گفت دیگر نگران این موضوع نیست. او گفت این برچسب اکنون بخشی از داستان است. جعبه از گمرک عبور می کند، علامت گذاری می شود، قبل از اینکه به میز برسد از سه یا چهار دست رد می شود و وقتی گیرنده در نهایت آن را نگه می دارد، برچسب نشان می دهد که این شی جایی بوده است. رسیده است. من در ابتدا فکر می کردم که این یک توجیه منطقی است. اما هر چه بیشتر به آن فکر می کردم، بیشتر از صداقت قدردانی می کردم. چون حقیقت این است که هر جعبه ای که می سازم از دستانم خارج می شود و وارد سیستمی می شود که برای آن ساخته نشده است. برچسب تصادفی نیست. امری اجتناب ناپذیر است.
برخی از سازندگان جعبه های خود را قبل از حمل و نقل در بسته بندی پلاستیکی مهر و موم می کنند. برخی شامل یادداشتی هستند که توضیح می دهد جعبه ممکن است علائم حمل و نقل را نشان دهد. من تمام این رویکردها را در طول سالها امتحان کردهام، و هیچکدام از آنها راهحل واقعی به نظر نمیرسند. آنها احساس کنترل آسیب می کنند. راه حل واقعی طراحی مجدد سیستم لجستیک برای رفتار با هر بسته مانند یک شی طراحی شده است، اما این اتفاق نمی افتد. سیستم خیلی بزرگ، خیلی سریع، خیلی بی تفاوت است.
بنابراین سوال این است که چگونه برای واقعیتی که در واقع دارید طراحی کنید، نه واقعیتی که آرزو می کردید داشته باشید. و این واقعیت شامل برچسب ها، و نوار، و حمل و نقل خشن، و رطوبت، و هزاران توهین کوچکی است که یک بسته بین کارخانه و میز تحمیل می کند. جعبه ای که می رسد جعبه ای نیست که از کارگاه خارج شده است. این نسخه ای از آن جعبه است که چیزی را پشت سر گذاشته است.
هفته گذشته دوباره به یکی از آن محموله های ویتنامی نگاه کردم. مشتری دوباره سفارش داده بود، همان طرح، همان درب. از او پرسیدم که آیا این بار قصد دارد یک کارتن بیرونی اضافه کند؟ او گفت نه. او قصد داشت به آنها اجازه دهد تا هر چه گمرک تصمیم بگیرد روی آنها بگذارد. دسته بعدی را چاپ کردم و فرستادم. در جایی در انباری در شهر هوشی مین، شخصی یک برچسب زرد رنگ را از روی رول جدا می کند و روی درپوشی می فشارد که ساخت آن سه هفته طول کشیده است. و سپس جعبه به سفر خود، علامت گذاری شده اما دست نخورده، به هر کجا که نیاز داشته باشد ادامه خواهد داد.
